کیان شیطون
کیان مامان امروز که روز تعطیل بود با ابابا مجید رفتیم حمام و تو شیطون برای اولین بار شروع کردی توی وانت به دست و پا زدن. اخه قبلاً فقط نگاه میکردی و دو هفته ای میشد که با عروسک هات بازی میکردی ولی امروز کلی شیطون شده بودی و با دستات میزدی تو اب و چلپ و چلوپ راه انداختی. البته هنوز نمی تونی بشینی و بابایی میگیرتت تا بتونی بازی کنی. میدونی مامان چون من و بابایی دو تایی تو رو میبریم حمام دیگه هیچ کس نیست تا از تو توی وانت عکس بگیره.باید سعی کنی خودت بشینی تا عکسهای خوشمل ازت بگیرم. این عکس را هم که می بینی مامانی گرفته از بس که عقده ای شده که تو اخر تابستون به دنیا اومدی و همش باید لباس گرم پوشیده باشی اخه من عاشق نی نی های لختم. پسری از ...
نویسنده :
مهسا
8:58











