کیانکیان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره

برای کیان عزیزم

کیان بلند می خندد

1390/11/6 19:04
نویسنده : مهسا
426 بازدید
اشتراک گذاری

پسر گلم امروز از بعد از ظهر تا حالا داری بلند بلند می خندی. البته قبلاً هم چند بار با صدای بلند خندیدی ولی همیشه وقتی بوده که مامان تو دلت پخ پخی میکنه و در مواقع دیگه فقط لبخند میزدی ولی امروز بعد از ظهر تا اخر شب هرچی مامان باهات حرف میزنه یا بهت می خنده با صدای بلند جواب مامان را میدی و حتی عصر که رفتیم دم خونه مامان جون برای اونم با صدای بلند خندیدی. عزیزم چقدر خنده هاتو دوست دارم. کاش می تونستم کاری کنم که همیشه بخندی. ولی اگه گریه نباشه دیگه قشنگی خنده معلوم نمی شه.

امشب یک شب تعطیل سه نفره داشتیم. با هم رفتیم بیرون و دو تا مجتمع خرید را گشتیم و شب هم رفتیم جایی که همیشه مامان و بابا وقتی با هم دوست بودند و وقتی تازه عقد کرده بودند می رفتند ، شام خوردیم. البته تنوع منو غذاش از اون موقع خیلی بیشتر شده ولی مامان برای زنده کردن خاطره هاش همون غذای همیشگی را خورد. ولی بابا غذای جدید سفارش داد. این یکی از فرقهای مامان و باباهاست که بعداً می فهمی عزیزم. دوست دارم پسرم و اصلاً باورم نمی شه که فردا پنج ماهگیت تمام میشه و وارد ماه ششم از زندگیت میشی.

کیان

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)