کیان و آشپزخونه مامان
پسری مامانی چشم ازت برداره تو آشپزخونه ای. عزیزم اخه جای بهتر و ایمن تر تو این خونه نیست که بری؟ اول مستقیم میرفتی سراغ فاضلاب کف اشپزخونه و دریچشو برمیداشتی که دستتو بکنی توش. مامانی هم روی دریچه را چسب پهن زد. حالا اول تند تند میری سراغش و یکم دست میزنی روش و وقتی می بینی بسته شده میری سراغ سطل آشغال و منتظر جیغ من و بابا میمونی. عاشق سطل آشغالی و می خوای دستتو بکنی توش و چیز برداری و البته بعضی وقتها هم وقتی داری اینطوری کیف مامان را میگردی: یک چیزی پیدا میکنی و میبری میندازی توش! می گند پدر و مادر الگو بچه ها هستند و اگه کاری را جلوشون انجام میدید نباید توقع داشته باشید که انجام ندند. خب مامانی ما که نمیتونیم چیز تو سط...
نویسنده :
مهسا
16:09












