جوجه های خونه مادر جون
پسری تو عاشق جوجو های خونه مادرجونی و البته به اسم تو تو میشناسیشون و وقتی بهت میگند بریم توتو میری به طرف حیاط. پدر جون همیشه میبرتت و با هم بهشون دونه میدید و لوس شدی و هر وقت میری تو حیاط جای دونه ها را نشون میدی که یعنی بریم بهشون غذا بدیم. قصه اومدن این توتو ها خیلی باحاله و همش به خاطر توئه. مادر جون (مامان بابا مجید) عاشق سالم سازی و غذاهای سالم و سرخ نشده و طبیعیه و وقتی ٦ ماهی میشد که تو توی دل مامانی بودی، به این نتیجه رسید که شما وقتی به دنیا بیای بعد از ٦ ماه باید تخم مرغ بخوری و تخم مرغ بیرون هورمون داره و بده....تصمیم گرفت جوجه بخره تا بزرگ بشند و وقتی تو به سن تخم مرغ خوردن رسیدی بهت تخم مرغ بومی بده. کار راحتی نبود....
نویسنده :
مهسا
20:10









