آخرین روزهای 18 ماهگی....
پسری داریم اخرین روزهای ١٨ ماهگیتو میگذرونیم....عید نوروز هم نزدیک شده و مامانی یک عالمه کار داره ولی چیزی که از همه بیشتر فکرشو مشغول کرده واکسن ١٨ ماهگی توئه که کلی مامان نگرانشه.. داریم با هم دیگه خونه تکونی هم میکنیم...اونم چه خونه تکونی! من وسایل تو کابینت را میچینم بیرون و تو کلی ذوق میکنی و باهاشون بازی میکنی و دیگه کی جرات میکنه چیزی را بزاره سر جاش! مبلها را جابجا میکنیم میری زیرشون و کلی بالا و پایین میری و اسپری دستت میگیری و کلی پیس پیس میکنی و دستمال میکشی! هنوزم عاشق سطل آشغال آشپزخونه ای.....یک مدتی طول کشید تا مامانی بفهمه که شما وسایل را میبری و میندازی تو سطل آشغال....وقتی فهمیدم که چند بار اسباب بازیهاتو تو سطل آشغال ...
نویسنده :
مهسا
17:00












