پارک گردی.....
پسری جمعه هوا خیلی خیلی خوب بودف مثل یک روز بهاری. برای همین با بابا مجید شما را بردیم پارک تا بازی کنی:

از اینا سوار شدی که بیمزه بود و دوست نداشتی.

رفتی سراغ سرسره که عاشقش شدی

خودت تنهایی از پله های سرسره بالا میری 

ولی هنوز نمیتونی تنهایی الاکلنگ سوار بشی:

وسطش تشنتم میشد و آب میخوردی

به این وسایل ورزشی هم به چشم اسباب بازی نگاه میکردی:


بدت نمی اومد از اینطرفی هم بری بالا

کیان بریم؟

باشه!

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پارک گردی.....
