کیانکیان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره

برای کیان عزیزم

کیان و بخاری اتاقش

1391/11/4 16:44
نویسنده : مهسا
1,398 بازدید
اشتراک گذاری

کیان کوچولو پارسال که اولین زمستونت بود برات یک بخاری عروسکی خریدیم و کلی هم مامانی براش ذوق کرد. ولی ظاهرا بعد از یک سال و چند ماه تازه چند روزه که تو کشفش کردی و انگشتهای کوچولوت را میزاری روش و من یکی یکی باید بگم این چیه و چی میگه....زنبور و خرس و موش و ....تقریبا روزی ٣٠ مرتبه را فکر کنم من این حیوونهای مهربون را باید اسم ببرم.اوه....نمیدونم چرا ولی تا میرسم به الاغ مهربون و میگم این الاغه و میگه عر عر تو غش غش میخندی؟ یعنی از حالا درک میکنی که الاغ حیوون خنده داریه؟نیشخند

چند شب پیش اما بخاری عروسکیت یک دفعه خاموش شد  و دیگه روشن نشد. بابا مجید هم چند روز سرش شلوغ بود و برای همین تو اومدی توی اتاق مامان و بابا و توی تخت پیش مامان لالا کردی. عزیزم خیلی خیلی لذت بخش بود. خیلی خودم را کنترل میکردم که نچلونمت یا به دست و پاهات دست نزنم. داشتم کم کم وسوسه میشدم که یکم پیش مامان بمونی.

 تو تا ٥ ماهگی تو گهوارت کنار تخت مامان خوابیدی و از اون موقع هم رفتی اتاق خودت و توی تخت خودت. این تجربه شیرین کنار من خوابیدن توی بعضی از مسافرتها فقط برام پیش میاد. راستشو بخوای هم شیرین بود و هم خیلی راحت تر. وقتی شیر می خوای دیگه لازم نبود بلند شم و بیام تا اون اتاق. ولی خودمو راضی کردم که سختیش اون موقعی بود که شب تا صبح چهار بار میرفتی و می اومدی. حالا که فقط یکبار بیدار میشه همه چیز را خراب نکنننننننننننننننننننن. خاطره خوبی بود برام. فکر کنم هیچ وقت دیگه ای اینقدر از خراب شدن یک وسیله خوشحال نشده بودم.چشمک

شب اول وقتی خوابت گرفت گفتم کیان موشی(پتو مورد علاقت) را بردار بریم لالا. تو هم موشی را برداشتی و رفتی به طرف اتاقت. گفتم نه مامان بیا تخت من بخواب و بردمت. ولی شب دوم تا گفتم کیان بریم لالا. موشی را برداشتی و رفتی تندی تو تخت مامان. دلم ضعف رفت برات.

این بازی لذت بخش فقط ٤ شب بود و بابا مجید بخاری را برد تعمیرگاه و درست شد. کاش تا اخر زمستون یکبار دیگه خراب بشه!

پ.ن.: دوستان عزیز خیلی ممنون دارتون میشم اگه میدونید این حیوون کوچولو که سمت راست بخاری تو بغل پو عزیزه اسمش چیه به منم بگید. ما فعلا میگیم موش تا بفهمیم این چه حیوونیه!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

خاله رویا
13 بهمن 91 22:26
فکر کنم خوکه


مرسی دوستم. چرا هرچی نگاهش میکنم شکل خوک نیست؟
mAhyA
14 بهمن 91 0:06
یه بچه خوکه...
تو کارتون پوه صداش میزنن

piglet


ممنونم. اخه من تاحالا کارتون پوه ندیدم.
ممنونننننننننننن
مریم(مامان کیمیا)
16 بهمن 91 21:59
مهسا جونم اسم این حیوون piglet هستش..یه خوک کوچولو....اصلا فکر نکنی من بلد بودم ها...از کیمیا پرسیدم اون هم بهم "معففیش" کرد
mahdis
19 بهمن 91 22:00
kian junam manam harvaqt miam to otaqama hes mikonam cheqad sarde mifahmam k to valfe gazamo basi.