پسرم یک ساله شد!
پسرم در کمال ناباوری من یکساله شد. بعضیاز وقتها توی زندگی یکسال به اندزه یک عمر طول میکشه و بعضی وقتها اینقدر سریع میگذره که قابل باور نیست. اتفاقی که امسال برای من افتاد. تمام سعیم را کردم تا از لحظه لحظه با کیان بودن لذت ببرم. سعی کردم دچار روزمرگی نشم و به داشتنش عادت نکنم. سعی کردم هر روز برام یک روز تازه باشه با یک عالمه اتفاقهای تازه. کارهای جدید و بزرگ شدنهای شیرین. الان که به پسر یکسالم نگاه میکنم به روزهایی فکر میکنم که دلم می خواست بدونم چه شکلیه، به لحظه اولی که دیدمش و در باورم نبود که این تا چند ساعت قبل توی دلم بوده. روزهایی که درد میکشیدم و شیر میدوشیدم تا حتماً پسرکم آغوز بخوره، به لحظه هایی که تمام سعیم را میکردم&...
نویسنده :
مهسا
19:44






