پسرم راه افتاد!
٢٢ شهریور ١٣٩١ یعنی در ١ سال و ١٥ روزگی کیان راه افتاد. از بس که اطرافمون نی نی نداریم، مامانی منتظر بود تا یک قدم های تو بشه دو تا و هی زیاد بشه تا کم کم راه بیفتی. ولی....چهارشنبه تعطیل بود و مامان و بابا داشتند یکم خونه را تمییز میکردند و مامانی داشت شیشه های میز هال را تمیز میکرد و تو هم رفته بودی دنبال بابا تو مهمونخونه و شیطونی میکردی که بابا اومد توی هال و تو نشسته بودی کف مهمونخونه و داشتی با سطل اونجا بازی میکردی و به بابا غر زدی که چرا رفتی؟ بابا هم وایساد و بهت گفت خب تو هم بیا و کاملاً انتظار داشت که چهاردست و پا بیای پیشش که شما بلندشدی وهمونطور که سطل توی یک دستت بود اومدی تا هال و بعد بازم راه اومدی تا پیش من! اینم قیافه من و...
نویسنده :
مهسا
10:13







