کیانکیان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره

برای کیان عزیزم

بابا عصبانی میشود

1391/6/1 10:26
نویسنده : مهسا
499 بازدید
اشتراک گذاری

کیان موشه یکی از تفریحات تو که باعث شده بود همیشه یک چشمت به در دستشویی باشه تا ببنی ما کی یادمون میره درش را ببندیم این بود که خودت را بی صدا به اونجا برسونی و بری تو و بری سراغ مینی واشرت و تزیینات خوشگلی که من و خاله مهدیس با یک عالمه وسواس برای سیسمونیت چیدیم روی اون را دونه دونه بکنی و چون از حالت ژلاتینیش خوشت می اومد یواشکی میذاشتی تو دهنت.

مامان و بابا کلی برات مودبانه توضیح میدادند که خطرناکه و نباید بکنی تو دهنت و خیلی هم مواظب بودند که در اونجا باز نمونه ولی....اینقدر موش بازی در اوردی که بابا مجید عصبانی شد و همه برچسبهای روی مینی واشرت را کند و انداخت تو سطل!

تو هم چند روزی میدویدی و میرفتی سراغش ولی وقتی میدیدی چیزی روش نیست خیط میشدی و بعد از ٢ روزهم کلاً یادت رفت و بی خیال شدی.

حیف این ماشینهای خوشگل نبود! البته سلامتی تو ازهمه چیز مهمتره.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مژی جون(مژگان)
18 مهر 91 7:02
جیگر این اقا کیان موشه رو برم ببوسش ناز شده ماشالا

راستی تاریخ پستت درسنه؟؟؟



مژی جونم ممنون از لطفت. تاریخ پست درسته نی نی وبلاگ خرابه.