گل پسر قند عسل
رفتی تا آسمون پسر؟ فکر کردی می خوام تعریفتو بکنم؟ اشتباه کردی مامان . اومدم یکم از خرابکاریهات بگم که بعدا یادم نره. خودتم بدونی چه ها که به روز مامان مهسا نیاوردی. البته چون خیلی دوستت دارم از خوبیهاتم مینویسم. یادته عاشق جعبه لاکهای مامان بودی؟ یادته میزدیشون بهم و صدا میداد کلی می خندیدی. دیگه تمام شد پسری. شما گل پسر مامان دیگه یاد گرفتی در لاک را باز کنی و خیلی هم لاک زدن را دوست داری. از اونجایی که مامان مهسا بدون هیچ دلیل خاصی همیشه از پسر بچه هایی که لاک میزدند خوشش نمی اومد برات لاک نمیزنه ولی این دلیل نمیشه که بابا و مامان جون هم نزنند. عاشق اینم که خیلی مودب و اروم میشینی تا برات لاک بزنند. بعد هم پاهاتو تکون میدی تا خشک بشند ...
نویسنده :
مهسا
21:22









