پارک گردی من و کیان
کیان خوبم دیگه بزرگ شدی و همه چیز را میفهمی و از همه جا سر در میاری. بهت میگم می خوای بریم بیرون میگی تاب تاب؟ و من ضعف میکنم برات. تمام تاب و سرسره هایی هم که تا حالا رفتیم را جاهاشونا بلدی تا از اون خیابون رد میشیم خودتو میکشی که پیاده بشیم و بریم تاب.
هوا هم خیلی گرم شده و بعد از ظهر ها هم بلند. بابا هم که تا اخر شب سر کاره و دیر میاد. بعد از ظهر که می خوای بخوابی به من میگی مامان تاب تاب و این یعنی بیدار شدم منو ببر تاب. وقتی بیدار میشی عصرانه میخوری و میریم با هم لباس از تو کمد لباسهات برمیداریم و لباس میپوشی و میریم پارک.
پارکها و زمینهای بازی کوچولو ها نسبت به چند سال پیش خیلی بهتر شده. تقریبا تمام زمینهای بازی کفشون فوم زدند و دیگه از زمین خوردنت نگران نیستم. تابها هم سایزهاشون کوچولو شده و گارد داره. یادمه وقتی من کوچولو بودم کف زمینهای بازی شن بود و اگه کسی زمین میخورد حتما دست و پاهاش زخم میشد. تابها هم فقط با یک زنجیر بسته میشدند و نی نی های اندازه شما از زیر زنجیره رد میشدند. خدا را شکر که یکم به این مشکلات رسیدگی کردند.
با هم میریم تو ماشین و تو از ذوق تاب تاب میری تو صندلیت میشینی. دیگه کمر بند صندلیتو نمی بندم. یعنی نمیذاری ببندم. احساس خفگی میکنی منم کار بد میکنم و نمی بندم. میریم تا پارک و از اونجا دیگه اینقدر ذوق میکنی که دلم می خواد همیشه بیارمت.
هنوز کوچولویی و مفهوم صف و نوبت را درک نمیکنی دلت می خواد هر تابی دلت خواست همون موقع نفر قبلیت بیاد پایین و تو سوار بشی. این همش نیست چون اگه پارک بازی ٥ تا تاب داشته باشه تو باید همشون را امتحان کنی. چرا شو نمیدونم. خیلی یادت دادم که حتما از پله های سرسره بالا بری ولی چکار کنم که همیشه چند تا نی نی تو پارک هستند که وارونه میرند بالا و عجیبه که مورد تشویش مامانشون هم قرار میگیرند. اینطوری هم تو لجبازی میکنی و می خوای ادای اونها را دربیاری و هم اینکه لباسهات از جای پای اونا خاکی میشه و منم این شکلی.

این کیان کوچولو بالای سرسره.
راستی اسم تمام وسایل بازی از تاب و سرسره و الاکلنک"تاب تابه"





مشکلات پارکی:
غیر از وارونه بالا رفتن از سرسره یک مشکل کوچولو دیگه هم داریم و اونم اینکه مامان مهسا نمی خواد کیان کوچولو پفک و چیپس بخوره ولی کیان پاکت اینها را میشناسه و خدا نکنه که یک مامان و بابایی برای نی نی شون از اینها خریده باشند که عین بچه گداها دستتو دراز میکنی و بهشون میگی اته. یعنی بده به من و اونها هم که مهربون بهت میدند و منم جهت جلوگیری از ابروریزی مجبورم برات بخرم.


پارک گردی من و کیان
