کیان نشسته!
پسر مامان الان یعنی در هفت ماه و نیمی توی تختت میشینی و با اسباب بازیهات بازی میکنی. از اینکه میتونی بیرون تختو ببینی خیلی به خودت افتخار میکنی و قیافه میگیری.


البته نشستنت بعد از ٥ دقیقه تبدیل به این وضعیت میشه. ولی اصلاً به روی خودتم نمیاری چی شده و طوری رفتار میکنی که انگار خودت خواستی بخوابی. باشه مامان باور می کنیم:

فندق مامان من عاشق اون لحظه اییم که نی نی ها بلند میشند توی تختشون می ایستند و لبه تختو میگیرند. چند ماه دیگه اون قدری میشی پسر بلا؟ پسری نمی دونم چرا ولی بهت میگم فندق و بابا هم بهت میگه کیان گولو . اینها را نوشتم تا بدونی چون مطمئنم تا وقتی که بزرگ بشی بازم چند تا اسم دیگه پیدا میکنی.
.gif)
پسری دیگه با غلت زدن همه جا میری و خودتو به هرچی که می خوای میرسونی ولی خیلی غصه میخوری که تند نمی تونی به جایی که می خوای برسی. ببین با چه حسرتی به خونت نگاه میکنی و دلت می خواد بهش برسی:

اول اینطوری به همه جا نگاه میکنی و بعد غلت زدن به طرفشو شروع میکنی. پسری خوب تنبلی را بذار کنار و چهاردست و پا برو عزیزم، خیلی زودتر از غلت زدن میرسی.
این عکس را هم برات میذارم تا ببینی که از دندون گیر چه استفاده ای میکنی. هرچی هم از طرف گلاش بهت میدم تا بمالی به لثه هات بازم می چرخونی و حلقشو می خوری. من باید یک میل به شرکت چیکو بفرستم تا دیگه خودشو برای طراحی دندون گیر خسته نکنه. چند تا حلقه بسازه کافیه!



کیان نشسته!
