روروئک جدید مبارک
کیان عزیزم مامان جون چندین بار به مامانی گفته بود که روروئک تو رو ببریم خونه مامان جون اینا که بتونی اونجا بازی کنی. آخه خونه ما خیلی بزرگ نیست و خیلی زود به مانع میرسی. ولی مامانی نبرده بود. آخه دوست دارم تو روروئک که هستی سرگرمی و مامان یکم به کارهای عقب موندش میرسه. امروز صبح با مامان جون رفتیم خرید، می خواست سرویس پذیرایی آشپزخونشو عوض کنه که توی خیابون رسیدیم به سیسمونی فروشی، مامان جون هم رفت و برای خودش یک روروئک خرید(نقره ای ،قرمز). خیلی شبیه روروئک خودته ولی آهنگاش فرق میکنه. حالا دو تا روروئک داری، یکی خونه خودمون و یکی خونه مامان جون. فقط نمی دونم وقتی راه افتادی با دوتا روروئک چکار کنیم.
پسر مامان وسایلت خیلی زودتر از اونی که من فکر میکردم داره غیر قابل استفاده میشه. گهوارت که بعد از ٤ ماه نو نو موند و به دکور اتاق تبدیل شد و یکماهی هم میشه که دیگه از تو کریرت بلند میشی و میشینی و کریر را هم اوردیم تو اتاق پهلوی گهوارت و دیگه تو صندلی ماشینت می شینی. بیرونم با کالسکه میریم. واقعآ حیفه که این وسایل اینقدر کم استفاده می شند ولی خوبه که تو بزرگ میشی.
به مامان نخندیا ولی همش نگرانم که این روزهای تو رو زود از دست بدم. میدونم دلم برای ٧ ماهگیتم تنگ میشه. سرعت رشد نی نیها خیلی زیاده و من دلم می خواد همه این لحظه ها را ثبت کنم. کاش خوابم نمی گرفت، کاش هیچ کار دیگه ای غیر از نگهداری از تو نداشتم، کاش منتظر نبودم تا بخوابی و برم به کارهام برسم، کاش می شد از صبح تا شب با تو بازی کنم و تو بازیگوش نشی و ....

پسری تو ادامه مطلب ببین که دیشب با روروئک چکار میکری. خدا به مامان جون با روروئک جدیدش رحم کنه.
پسری هر روز که میذارمت تو روروئک به یک چیزی گیر میدی و کوتاه هم نمیای اینم از دیشبت که گیر دادی به سطل آشغال اتاقت. آخرش هم همه چیزهای توشو ریختی کف اتاق تا راحت شدی:




روروئک جدید مبارک
