سالگرد ازدواج مامان و بابا
پسرگل مامان امروز نهمین سالگرد عروسی مامان و بابا توئه و اگه عصبانی نمیشی دومین سالگرد ختنه کردن تو! حالا چرا ما شب سالگرد عروسیمون را برای ختنه کردن تو انتخاب کردیم دقیقا نمیدونم. عوضش باعث میشه هیچوقت یادمون نره. نه سال پیش اینموقع من و بابایی تو آتلیه بودیم و داشتیم عکس میگرفتیم و حالا من تو خونه دارم وبلاگ مینویسم، بابا مجید سر کاره وتو هم لالا! عجیبه ها! امسال بر خلاف هر سال و یا راحت تر بگم هر مناسبتی ترجیح دادم هیچ کاری نکنم. نه کیک خریدمو نه گل! چراشو نمیدونم .شاید می خوام ببینم اگه من نخرم کس دیگه ای میخره یا فقط برای خرید کردن من ذوق میکنند. از هر طرف که بهش نگاه کنی کار خوبی نمیکنم.حتی ته دلم هم راضی نیست ولی بعضی وق...
نویسنده :
مهسا
16:09









