مروارید هفتم
پسر مامان هفتمین دندون خوشگلت در اخرین روز از ١٠ ماهگیت در اومد. عزیزم یادته که دفعه پیش ٦ تا دندون را با هم و در طول یک هفته در اوردی که شامل ٤ تا دندون بالا و دوتا پایین بود و در ٦.٥.٩١ (صبح زود) کنار دندونهای پایینت سمت راست یک مروارید خوشگل دیگه بیرون اومد.
می خوای بدونی چطوری دندون در میاری؟ اول دو روز بابا مجید هی میاد میگه این داغه نکنه تب داره و بعدش یک شب تا صبح بیقراری میکنی و ٤ بار بیدار میشی وهی می خوای سرشیشتو بجوی و یک صبح تا شب هم غیر از شیر هیچی نمی خوری و بعدش یک دندون خوشگل در میاری.
چند روزه داری با مامانی مسواک میزنی. یعنی هر وقت مامان و بابا مسواک میزدند تو می خندیدی و ذوق میکردی برای همین مامان برات مسواکهای اموزشیتو آورده و هر وقت می خواد مسواک بزنه مال شما را هم بهت میده و تو مسواک میزنی. خیلی هم دوستشون داری. راستشو بخوای دوست مامان برات خمیر دندون از امریکا آورده ولی من هنوز نمیدونم کی باید برات استفاده کنم.
یکبار داشتم بهت نگاه میکردم و فکر میکردم چقدر چیز باید یاد بگیری ولی بهتره اول به خودم نگاه کنم که چقدر چیز باید یاد بگیرم. توی این ١١ ماه یک عالمه چیزهای جدید یاد گرفتم و بعضی وقتها عذاب وجدان میگیرم که نکنه چیزهایی که برای بزرگ کردن تو لازم دارم را بلد نیستم. تو دوباره مامان را مجبور کردی کتاب دستش بگیره و همش در حال خوندن باشه.

مامانی کاش همیشه اینقدر مسواک زدن را دوست داشته باشی


مروارید هفتم
