کیان 9 ماهه شد
پسری ٩ ماهگیت مبارک. ٩ ماه توی دل مامانی بودی و ٩ ماه هم بیرون دل مامانی. عزیزم ماهگردهات بهونه ای میشه تا برگردم و عکسهاتو از تولد تا حالا دوباره مرور کنم و از اینکه بزرگ میشی لذت ببرم.
کیان در ٩ ماهگی:
- مامان و بابا میگه و اگه ازش بپرسی بابا یا مامان کجاست بطرف ما نگاه میکنه.
- از حالت خوابیده به نشسته خودش میره و برعکس.
- اگه میز کوتاه یا نرده ای کنارش باشه میگیره و بلند میشه می ایسته ولی بعد نمیتونه بشینه یا جیغ میزنه و کمک می خواد و یا گوپی می افته.
- به سرعت سینه خیز میره ولی فقط ژست چهاردست و پا را میگره.
- دیگه زیاد از روروئک خوشش نمیاد و توش نمیمونه. ترجیح میده بازوهاشو بگیری و تاتا کنه، اصلاً هم به فکر کمر ما نیست.
- صبحانه نون و پنیر و چایی و گاهی مربا میخوره. ظهرها انواع سوپ، شب هم مثل ظهر. میوه هم موز و سیب و هندونه و زردآلو میخوره، دیگه سرلاک تو دهنش نمیکنه، بیسکویت و بستنی و وانیلی هم دوست داره. زرده تخم مرغ هم دوست نداره! عوضش ماست خیلی دوست داره.
- ٦ تا دندون داره. دوتا پایین و چهارتا بالا همه این ٦ تا را توی هفته اخر ٩ ماهگی با هم در آورده.
- ٩ ماهگیشو تو استانبول براش جشن گرفتیم.


به زور می خواست شمع روی کیکو بگیره

باورش نمی شد که بشقاب کیک را بذارم جلوی دستش

اینم نتیجه اش!
پسرم ٩ ماهگیت مبارک


کیان 9 ماهه شد
