ینگ
ینگ همون رنگ خودمونه که مامان مهسا اگه میدونست یکبار خریدنش از اون مسافرت یکروزه باعث میشه که هفته ای دو بسته بخره هرگز دفعه اول انجامش نمیداد. بعضی وقتها فکر میکنم نسل ما که خبری از شکوفایی استعداد و باز شدن مغز و پرورش هر دو نیمکره مغز و ارتقائ اعتماد به نفس و ...خلاصه پدر و مادر بیچاره شدگی نبود خیلی هم بد نشدیم. میترسم شماها بعدا چیزهای عجیب غریبی از کار در بیاین. فعلا که ما در خدمتیم و شما هم تا میتونی استفاده کن! حافظه خوبی هم داری که در این راه به شدت کمکت میکنه. تا رنگمون تمام میشه دم اولین کتاب فروشی "مامان ینگ نیست!!!!" و دوباره و دوباره.......میریم داخل مغازه..."سلام" "آقا ینگ دایی" یعنی با این مدل گفتنت مغازه دار از زیر زمینم شده ینگ برات پیدا میکنه پسر مامان.......ولی یاد گرفتی که فقط وقتهایی که بعدش قراره بریم حمام اجازه داری که رنگ بازی کنی. تا میگم کیان بخواب بیدار شدی بریم حمام میگی نه من خواب ینگ حمام! منم میگم چشم!!!

این چهار پایه آبی ١٠ ساله که گوشه حمام ماست. از اونجایی که نه من و نه بابا هیچ وقت ازش استفاده نکردیم همیشه به عنوان دکور بوده و فقط من هی تمیزش کردم تا حالا که شده میز رنگ شما....

اینم وقتیه که شما کف دستهاتو رنگ میکنی و اثر کف دستت را میزنی رو دیوار حمام و خیلی هم اینکار را دوست داری.

کف حمام هم گناه داره خب! کی گفته فقط میشه رو دیوار نقاشی کشید؟؟؟؟؟

اینطوری اثر پاهامونم میزاریم کف حمام و البته که تو رنگها صد بار هم لیز میخوریم!

موهامونم اینطوری ینگ میکنیم!!
مامان صبور باش عزیزم !

و این از نظر یک مادر خودشیفته زیباترین تابلو دنیاست.
حیف که خیلی زود پاک میشه.


ینگ
