اخرین روزهای 26ماهگی

اول هر ماه که میرسه برای من اخرین روزهای ماهگرد تو میشه. این ماه دوباره ماهگرد تو با سالگرد خاله مهدیس یکی میشه و تو هم استفاده میکنی و با کیک خاله عکس میگیری.
پسری روز به روز شیرین تر و البته شیطون تر میشی. دیگه خودت بلدی در ماشین را باز کنی و سوار بشی و خودت هم دوباره باز کنی و پیاده بشی.
یک کار بد هم دیروز کردی! یادته ضبط ماشین بابا مجید را خراب کردی؟ فکر کنم پارسال همین وقتها بود که دیگه ال سی دیش کار نمیکرد و DVD هم گیر کرد توش و دیگه هیچ دگمه ایش کار نمیکرد و مجبور شد ببره نمایندگیش تا درست کنه! دیروز هم ضبط این ماشینمونا داغون کردی. سی دی را در آوردی و بعدبا اصرار و سریع و البته وارونه سی دی را فرستادی سر جاش که چرخ دنده ضبط کلا شکست. فعلارفته تعمیر و شاید امشب بهمون بده. البته امروز منو کشتی که چرا نی نای نداریم. با حالیا1 ضبط را خراب میکنی هیچی بهت نمیگیم تو طلبکار میشی چرا ضبط نداریم.
رضا کیانیان تو یک سکانس از فیلم خانه ای روی آب میگه ارزو که میکنی مواظب باش شاید براورده بشه! این قصه منه. کوچولو که بودی همه دوستام برای نی نی های همسن تو سی دیهای با نی نی و بی نی نی و ...میخریدند و نی نیها هم می نشستند و نگاه میکردند منم همه مدلی برات خریدم ولی تو فقط چند ثانیه نگاش میکردی و دوباره میرفتی سراغ کابینت و کشو و کمد.....و من همش ارزو میکردم که کاش 10 دقیقه بشینه و تلویزیون نگاه کنه!!
الان یک هفته شده که نمیدونم چه اتفاقی برات افتاده که یک سی دی باب اسفنجی و یکی هم گلچین والت دیسنی را از صبح تا شب می خوای نگاه کنی.حتی وقتی بلند میشی میری و برمیگردی نباید کسی خاموش کنه. عصر یخبندان 4 را هم تو یک روز 3 بار دیدی.
اینهمه ساعت تلویزیون دیدن اصلاخوب نیست ولی از اونجایی که تو هر دفعه به یک کاری پیله میکنی و بعد 10 روز از سرت می افته یکم تحمل میکنم تا یک هفته دیگه بی خیال نشدی برات ساعت میذارم. بله من میتونم .gif)
عاشق اینی که شبها با بابا مجید آشغالها را ببری پایین و حتما حتما باید یک پلاستیک هم دست تو باشه که ببری و بزاری تو سطل پایین. چه پسر خوبی .gif)
نقاشی کشیدن هم که انگار تو خونته. هر روز باید مداد شمعی و رنگی و کل وسایل نقاشی را پهن کنی و بشینی چند صفحه ای از کتاب رنگ کن را نقاشی کنی.
کتابت که تمام شد حتما حتما برات نگه میدارم بزرگ شدی ببینی.
بابا مجید که از سر کار میاد تو میری دم در و بهش سلام میکنی و کلی خودت را براش لوس میکنی و بعد موبایلشو ازش میگیری و میری رو مبل میشینی و ....
یک پوداره تو گوشیش که تو بهش میگی نی نی . خیلی راحت خودت میری تو اپلیکیشن و پیدا ش میکنی و بهش فوف (غذا) میدی و بعد هم میبریش حمام میشوریش و یکم توپ بازی و خلاصه. خوابش که بگیره. می خوابونیش منم این شکلی نگات میکنم.
خودم چند سالیه این کارها را یاد گرفتم اخه!.gif)
کیان در حالتهای مختلف تلویزیون دیدن



دیگه تمام مبلها را بهم ریختم جا نیست بشینم مجبورم!

اولین کله و پاچه زندگیتم هفته پیش خوردی و ظاهرا به اندازه بابا و مامان دوست نداشتی. شاید بزرگ بشی نظرت عوض بشه. 


اخرین روزهای 26ماهگی
