کیانکیان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره

برای کیان عزیزم

کیان و ماشین جدیدش

1392/2/20 19:44
نویسنده : مهسا
325 بازدید
اشتراک گذاری

اول از همه اینکه داشتم عکسهاتو مرتب میکردم یک عکس پیدا کردم مال اسفندماه و قبل از رفتن به ارایشگاه عید. موهات کلی فرفری بودند و یکهو دلم خواست موهاتو دیگه کوتاه نکنم تا اخر تابستون وبلند بشه و ببینم این فرفری ها چه شکلی میشه. الان خیلی نامرتبه ولی تحمل میکنم.

این اون عکسه که پیدا کردم، کیان مو فرفری در حال خوردن لواشک

:

 

پسری روز مادر، بعد از اینکه من کادو های خوشگلم را از تو و بابا مجید گرفتم با همدیگه رفتیم بیرون و بابایی برات یک سه چرخه خوشمل برای بیرون و یک ماشین هم برای تو خونت خرید.چشمک

تو هم عاشق ماشینت. البته یکم هم برای خودمون دردسر خریدیم. بعضی وقتها میشینی تو ماشین و میگی منو بکشید. خنده

اینطوری. اون ربان ابی را هم بابا مجید برات بسته که بتونه بکشتت.

بعضی وقتها هم عروسکتو میذاری توش و هلش میدی.

اینم یک مدل دیگه که بیشتر از همه دوستش داری.

حداقل این ماشین روزی ١٥ تا ٢٠ دقیقه تو رو مشغول میکنه. فقط یک مشکل کوچولو داره و اونم اینکه حتما باید تو هال باشه. نمیشه بره تو اتاقت یا یک جای خونه پارک بشه. جیغ و هوار راه میندازی و میری دوباره میاریش وسط خونه.

 

بعضی شبها هم به بابا مجید اصرار میکنی بشینی و تو بکشیش و زورت نمیرسه و بیا و ببین که چه کارها میکنی. ادم واقعا نمیفهمه برای شما فسقلیها کار خوبی کرده چیز خریده یا کار بدی کرده؟سوال

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)