کیانکیان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره

برای کیان عزیزم

اولین تولدی که رفتم!

1391/7/6 10:17
نویسنده : مهسا
421 بازدید
اشتراک گذاری

پسر عزیزم غیر از تولد خاله مهدیس که با دو ماهگی تو همزمان بود دیگه هیچ تولدی نرفته بودی تا پنج شنبه ٦ مهر که تولد سپهر و سروش دعوت شده بودی. دو قلوهای ٤ ساله دختر خاله بابا مجید. سه روز از صبح تا شب من و تو و مامان جون رفتیم بیرون تا تونستیم براشون کادو تولد بگیریم. تا کاری را انجام ندی متوجه سخت بودنش نمیشی. من تازه فهمیدم برای دو قلو خرید کردن چقدر سخته، هر چیزی که دوست داری و به نظرت خوشگل میاد را مغازه دارها یا همین یکی را دارند و یا از این سایز همینو دارند. حالا دیگه میدونم که دو قلوی خوش تیپ داشتند خیلی خیلی سخته! بالاخره تونستیم دو تا کیف کوله پشتی خوشگل با طرح میکی موس بخریم که تم تولدشون هم اتفاقاً میکی موس بود. یک تقویم تک برگ خوشگل هم با عکس ٤سالگیشون براشون بردیم که خیلی دوستش داشتند.

این نی نی های داخل تولد که از ٥ سال تا ٨ ماه بودند.

کیان با کیک تولد

اینم بادکنک!

این الاغ نازنین را هم شما خیلی خیلی دوست داشتی و می خواستی سوارش بشی. خاله مهدیس می خواست برای تولد شما از این الاغها بخره که مامانی بهش گفت شما چون دوست نداری جایی ثابت بمونی دوستش نداری و خاله هم نخرید!  ظاهراً من هنوز تو رونمیشناسم!

اینم فوتبال دستی که برای دو قلوها کادو اورده بودند و شما دوستش داشتی

گرمت شد و بلوزتو کندم! زشته ادم لخت باشه!

واقعاً نمیدونم توی مغز کوچولوت چی میگذره ولی تمام سعیت را اونجا کردی که راه بری و به هیچ عنوان چهاردست و پا نری حتی اگه مجبور بودی دستهاتو اینطوری بگیری که تعادلت حفظ بشه!

اینم دوست دخمرت آرشیدا که داری باهاش بازی میکنی

اینجام هوس کردی بری تو تخت دو قلو ها بخوابی! چرا اونوقت؟

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان حامی
15 مهر 91 9:51
ای جوووووووووووووووووونم ماشالله چه گل پسری شده آفرین به این مامان با حوصله که کلی عکسهای خوشگل از این پسر ناز گرفته بوووووووس



ممنون مریم جون. به پای شما که نمیرسیم.