خریدهای کیان
کیان، موش مامانی، خبر که داری تو عاشق موبایل و تلفن و کلیه وسایل ارتباطی هستی و به خاطر علاقه زیادت به گوشی تلفن اگه کسی باهاش حرف بزنه حتماً باید بعدش به شما تحویل بده وگرنه همه همسایه ها خبردار میشند که کیان یک چیزی می خواسته و مامان ایناش بهش ندادند. ولی یکروز که گوشی را گرفته بودی و ذوق میکردی پرتش کردی و گوشی افتاد زمین وقطع شد. مجبور شدیم بدیم به یکنفر تا تعمیرش کنه و برای همین بابا مجید برای شما اینا خرید:

تا هرچقدر که دلت می خواد بندازیش زمین. تلفنت خیلی باحاله زنگ میخوره، حرف میزنه، زنگ میزنه. البته بابایی هم خیلی گرون برات خرید و زن عمو میگه موبایلش با تلفن تو هم قیمته. خیلی دوستش داری و جزئ معدود اسباب بازیهاته که ممکنه زمان زیادی باهاش بازی کنی.
فکر نکنی فقط بابا مجید برات اسباب بازی میخره ها! مامانی هم اون هفته برات یک استخر آبی خرید که بتونی توش بازی کنی. البته هدف اینه که بریم تو بالکن و شما آب بازی کنی و افتاب هم بهت بخوره.ولی فعلا که اسخرمون وسط آشپزخونست. فقط یک عیب کوچولو داره و اونم اینکه حواسم بهت نباشه چهار دست و پا میری توش. آخه تو خیلی آب دوست داری. حتی شستن و دست و صورتت هم باید با یک آب بازی حسابی همراه باشه. زودی بزرگ شو تا با بابا مجید بری استخر واقعی.





خریدهای کیان
