پسر عشق کشو
کیان عزیزم در اخرین روزهای ١٠ ماهگی به سرعت چهاردست و پا میری و خودتو میرسونی به هرجا که تا حالا دلت می خواسته بری و نمیشده. عاشق اینی که بری و کشو باز کنی و همه چیزهای توی کشو را بگردی و یک چیز خوب پیدا کنی که بتونی باهاش بازی کنی. براتم فرقی نمیکنه که کشو اتاق باشه یا آشپزخونه، خونه خودمون باشه یا مامان جون.
مامان میشه کشو لباس زمستونه هامو مرتب کنم؟

اینم دیگه نمی خوام!

عکس نگیر!

آخ جون. میز تلویزیوم مامان جون کشو داره

اینا چیه؟ چه سفته!

بذار بخونم روشو ببینم چیه!

بدون شرح!

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پسر عشق کشو
