اولین کار خیر
پسر عزیزم روز ١٧ اسفند ١٣٩٠ بدون اینکه بدونی یکی از بهترین روزهای زندگی تو بوده و تونستی انسان دیگه ای را خوشحال کنی و دعای خیر خانوادشو همراه خودت داشته باشی. پسر گلم از وقتی که مامان و بابا ازدواج کردند، مامان جون هر کجا که مسافرت میرفت یا لباس نی نی خوشگل میدید برای نی نی پیدا نشده مامان می خرید و نگه می داشت و چون تو در ٨شتمین سالگرد ازدواج مامان و بابا اومدی یک عالمه لباس داشتی که باید استفاده میکردی ولی سرعت رشد نی نی های کوچولو خیلی زیاده و بیشتر لباسات یا نو موندند و یا فقط چند بار استفاده شدند تازه پسمری چون موقع تولد قدتم نسبتاً بلند بود خیلی از لباسات نپوشیده کوچولو شدند. مامان خیلی دنبال کسی می گشت که لباسهای نو شما را بهش بده و بالاخره خاله مهدیس کمک کرد و با کمک دوستش که توی گروه قاصدک بود برامون پیدا کرد.
لباساتو با کیک پوشکیت با مامان جون بسته بندی خوشگل کردیم و خاله مهدیس زحمت بردنشونا کشید و امروز خبرش بهم رسید که چون زیاد بودند بین سه تا خانواده که نوزاد دارند در شب عید تقسیمشون کردند. پسرم نمی دونی چقدر مامان دلش از اینکه خانواده هایی هستند که نمی تونند برای نی نی هاشون لباس بخرند غصه می خوره و شاید باور نکنی از روزی که تو بدنیا اومدی همیشه یک عذاب وجدان دائمی برای زیاد بودن وسایلت همراه مامان بود و همیشه فکر میکردم که ممکنه خدا مارا به خاطر این اسراف نبخشه ولی امروز یکم از این بار بزرگ از روی دوشم برداشته شد.
پسری در هرکجا که هستی و هر کاری که می کنی همیشه همیشه یادت بمونه که هیچ چیز به اندازه دعای خیر یک بنده خدا در حق آدم نمی تونه گره گشای زندگیت باشه. مامان همیشه تا جایی که میتونی به ادمها کمک کن بدون هیچ چشم داشتی و اونوقت می بینی که خدا جوابتو چقدر زیبا میده.
مامان اگه می خوای همیشه در آرامش باشی یادت باشه که دل هیچ کس را نشکنی تا هر وقت که دلت می خواد بشکنه فرشته های خدا ازش محافظت کنند.
مامان اینا هیچ وقت یادت نره هرچی که برای خودت دوست داری برای بقیه هم دوست داشته باش. من تمام سعیم را می کنم تا توی زندگی این درسها را بهت بدم ولی تو هم همیشه یادت بمونه.
دوست دارم پسری.


اولین کار خیر
