کیانکیان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره

برای کیان عزیزم

کیان بلا

1390/11/30 9:15
نویسنده : مهسا
583 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسملی میدونی چرا امروز به لقب بلا مفتخر شدی؟ نگاه کن:

کیان

نشوندمت تو صندلی غذات تا برم برات فرنی بیارم. نگاه کن لبتو چکار کردی این هنر این دو روزته یاد گرفتی لب پایینتو می خوری. ولی مهم نیست تا رفتم برسم به اشپزخونه تو اینطوری شدی:

کیان

دستتو اوردی جلو و لبه صندلی غذاتو گرفتی و بعدشم:

کیان

اومدی جلو و شروع کردی به خندیدن. پسرم این یعنی دیگه تو صندلی غذاتم نمی تونم با خیال راحت بذارمت. باید همه کمربنداتو ببندم. کیان بلا!

البته میدونی این هنرنمایی شما و مبهوت شدن من به کارهای تو و سعی در ثبت کردن این کارات با دوربین چه نتیجه ای داشت؟

قابلمه کیان

عزیزم فرنیت با قابلمت سوخت. میدونی مامانی قبلاً هم اوایل ازدواجش سابقه قابلمه سوزوندن داشت ولی چند سالی بود که از سرش افتاده بود که انگار دوباره شروع شد. شاید هم من به قابلمه نو حساسیت دارم باید یک دور بسوزه تا خیالم راحت بشه. خوبه بازم قابلمه داری.اینها را به کسی نگیا مثل یک راز پیش خودت نگهدار باشه!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

آرشام کوچولو
2 اسفند 90 23:57
وای عجب فرشته نازی داری. خدا ببخشه بهت. این پسر ناز دوست پسرم میشه؟ (با احازه لینکتون کردم)