بدون شرح....

وقتی میریم مانتو فروشی و پسرک میگه مامان از منو این خانم خوشگله عکس بگیر 

میاد سر کار مامانش و اب پرتقال هم میخوره 

مامانی که خودش خوبیده درس میخونده و مشق مینوشته میتونه چیزی بگه؟ نه میتونه؟

مگه مجبوری مامان؟ وقتی خوابت میاد خب بخواب!

وقتی منتظر مامانشه و مامان یکم دیر میکنه!

وقتی دیگه کولر و اینا جواب نمیده و پسرک گرمشه!

چی بگم!

والا چجی بگم..چی بنویسم...این عکس منو یاد یه سری مرد جوون و مست دم کافه میندازه همین و بس...

بله اینم لوستره و اونم زیرپوش!

کتاب هم میخونه...

نبیمت مامان اینطوری افسرده 

کجا به سلامتی؟

یعنی تا منو سکته ندی ول نمیکنی این کنجکاویهاتو!





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون شرح....
