وسایل نقلیه کیان
پسر عشق ماشین مامان دیگه وسایل نقلیت داره زیاد میشه و متنوع. تو هم که عاشق بازی با ماشین

این کامیونته. اسمش به زبون خودت تیغو تیغو! هنوز دلیلش را نمیدونم. سوارش میشی و میگردی. بیشتر وقتها هم پشتشو میزاری و یک عالمه عروسک و ماشین ها کوچیک تر میریزی پشتش و دور خونه میگردونی. خیلی کم پیش میاد ولی بعضی وقتها هوس میکنی خودت بشینی پشتش ما بکشیمت. چون تا ٢٠٠ کیلو را تحمل میکنه بعضی وقتها هم ما ها را مجبور میکنی بشینیم روش و تو هلمون بدی.
این کامیون فقط مال خونست و اجازه خروج از خونه را نداره. حتی با غر و نق و گریه هم جواب نمیده.

این سه چرخته. هنوز نمیتونی باهاش پا بزنی .پاهاتو میزاری رو پدال ولی تا شروع میکنه به چرخیدن یکم پاهات هنوز براش کوتاهه و به اخرش نمیرسه. زودی پاهاتو برمیداری. ترجیح میدی بشینی و مامان ببرتت.
تو سبد جولوییش هم کلی خرت و پرت میریزی. سه چرخت فعلا خونه مامان بزرگه که بری تو حیاطشون و باهاش بازی کنی. کلی میشوری و تمیزش میکنی.

اینم موتور شارزیت. خیلی دوستش داری و هر روز با هم میریم بیرون و شما سوارش میشی و میگردی. خیلی خوبه. دیگه با من هم کاری نداره. کاملا یاد گرفتی و خیلی خوب هم فرمون میدی. از همه جا خیلی راحت رد میشی. معلومه که در آینده دست فرمونت خیلی خوبه. حس اعتماد به نفستو وقتی داری تنهایی باهاش میری خیلی دوست دارم. انگار داری به خودت افتخار میکنی.

یک کوچولو مشکل شارژ کردن داریم چون وقتی بیداری نمیذاری وصلش کنیم به برق و مجبوریم حواسمون را جمع کنیم که تا خوابت برد بزاریم شارژ که اگه یادمون بره فرداش روزگارمون سیاهه.

صندوف عقبشم به دلیلی که نمیدونم و شاید بعدا برام گفتی دوست نداشتی و درش آوردی و گذاشتی تو اتاقت. اصلا خوشت نیومد چراشو نمیدونم که!
خدا را شکر آژیر چراغشم خودش خراب شد وگرنه کی میتونست این صدا را تحمل کنه.

اینم وقتی از صاف نشستن و موتور بازی خسته میشی ولی بازم حاضر نیستی بیای بریم خونه.
مجبوری مگه مامان!

ماشین بابا هم که جای خود داره. فقط کافیه یک دقیقه پیاده بشه و تو به سرعت خودت را میرسونی به صندلی راننده و دیگه دگمه ای نیست که نزنی و کاری نیست که نکنی. بعد از اوندفعه که استارت زدی و رفتی تو دیوار دیگه از سویچ خبری نیست ولی بازم عاشق ماشین بازی.
وقتی ماشین را روشن میکنیم معمولا برف پاک کن ها داره میزنه، چراغهای ماشین همه روشنه، به جای کولر بخاری داره کار میکنه، صدای ضبط رو اخرین درجست و ......

عاشق این عکسم. میدونم الان هر چی نگاهش میکنی فکر میکنی مامان خل شده ولی اگه توضیحش را برات بنویسم خودتم دچار خود شیفتگی میشی.
عزیزم تابستون شده و یک عالمه از نی نی های بزرگتر از شما کلاس اسکیت میرند و برای تمرین و بازی میاند پارک یا تو مجتمع و تو اونها را دیدی و هی به پاهاشون نگاه کردی. متوجه نشدی که کفشه که پوشیدند و فکر کردی ماشین زیر پاهاشونه. وقتی اومدیم خونه دو تا از ماشین هاتو اوردی و سعی میکردی بری روشون بایستی و اسکیت کنی. خیلی به خاطر این کارت گازت گرفتم. عزیزم یکم حوصله کن چند سال دیگه تو هم اسکیت سوار میشی.


وسایل نقلیه کیان
