کیانکیان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره

برای کیان عزیزم

پیشو بازی

1392/3/29 9:00
نویسنده : مهسا
1,790 بازدید
اشتراک گذاری

کیان عزیزم تو خیلی حیوونها را دوست داری و البته واقعیت اینه که تمام بچه ها وقتی به دنیا می یاند و بزرگ میشند حیوونها را دوست دارند و رفتار و عکس العمل بقیه میتونه این دوستی را به نفرت تبدیل کنه و یا ادامه دارش کنه. البته بعضیها هم از حیوننها میترسند. بیچاره ها. هیچ ازاری ندارند ولی خیلیها اذیتشون می کنند. من و بابایی سعی میکنیم به تو یاد بدیم که همشون را دوست داشته باشی و بهشون کمک کنی. البته در مورد سوسک من نظری ندارم. فکر نکنم نیازی باشه خیلی باهاش مهربون باشی.نیشخند

چند روز پیش با هم رفته بودیم پارک مثل همیشه تاب تاب که یکدفعه یک هاپوی سفید و مشکی اومد کنار زمین بازی. تو کلی ذوق کردی که هاپ هاپ ولی خانمی که روی تاب بغلیمون داشت پسرش را تاب میداد به پسرش گفت ببین هاپو اومده بدو بریم سنگ برداریم بزنیمش. اینم من تعجبسوال. خیلی به خودم فشار آوردم که چیزی بهش نگم. چرا اخه! از بچگی همچین چیزی یاد پسرش میداد؟ چرا بزنیمش. ولی همینجا تمام نشد و من و شما رفتیم نزدیک اون هاپو مهربون که هیچ کاری هم نداشت و من هنوز داشتم فکر میکردم که اون خانم به ظاهر خیلی هم متشخص چرا این حرف را به پسرش زد که دیدم ظاهرا خیلی هم بد نگفته چون یک بابای مهربون به زور پسرش که تقریبا ٣ ساله بود اومدند طرف سگ مهربون. پسرش می خواست هاپو را ناز کنه ولی پدر مهربون بهش گفت نه بابا هاپو را که ناز نمی کنند. باید بکشیمش. !!!! هنوز بعد از سه روز یادش که می افتم سرم می خواد منفجر بشه. نه برای حرف دو نفر برای اینکه با این مدل تربیت امیدی به آینده شماها هم نیست. تو قراره بعدا با کسایی همکلاسی بشی و روی یک نیمکت بشینی که مامانشون یادشون داه سنگ بیارند و هاپو را بزنند و باباشون بهشون میگه که هاپو را باید کشت.نگران

ناراحت نباش پسرم ما بازم به حیونها کمک میکنیم. بهشون غذا میدیم و باهاشون مهربونیم. حتی اگه مجبور باشیم دنبالشون دور سطل آشغال ها را بگردیم!

 

این پیشو بیچاره خیلی بی ازاره و تو همیشه پیداش میکنی و بهش غذا میدی. یکبار هم می خواستی سوار کامیونت کنی و راهش ببری و اونم نمی اومد تو هم دمش را گرفتی کشیدی تا بلندش کنی. خیلی شانس آوردی که خیلی اهلیه وگرنه حتما بهت چنگ می انداخت.

اینم چندتا عکس قدیمی تر که تو گوشی مامان جا مونده بودند. مال اردیبهشت ماهه.

   

                      

                     

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مهدیس
3 آبان 92 11:36
وایییییییییییییییی من میترسم



من به کسی نمیگم خاله.