دوری طولانی
پسر مامان بیشترین تعداد ساعتی که من و تو از همدیگه دور بودیم مال 9ماهگی شماست که مامان مهسا مریض شد و اینقدر حالش بد بود که نتونست از شما مواظبت کنه و رفتی خونه مامان جون. فکر کنم حدود 17-18 ساعت از همدیگه دور بودیم تا مامان مهسا بهتر شد و اومد پیشت. ولی ایندفعه از ساعت رد شد و به روز رسید. مامان مهسا با زن عمو رفتند مسافرت و شما پیش بابا مجید و مامان بزرگ و مامان جون موندی. خیلی هم عاشقتم که تو کل این 6 روز یکبار هم سراغ مامان مهسا را نگرفتی و آبرومو بردی. حالا عزیزم دلتم تنگ نشده بود یکبار اسممو می اوردی دلم نشکنه. ناراحت نباش. میدونم وقتی بازی و تفریح و خوشگذرونی باشه و تازه کسایی که عاشقتند و بهت نه نمیگند و سعی می کنند کاری کنند که ...
نویسنده :
مهسا
9:03








