اولین ها
در آخرین روزهای سال ١٣٩٠ داریم با هم اولین های دیگه ای را تجربه می کنیم. پسر گلم امروز بابا رفته بود دفتر و مامان جون هم داره کارهای عیدشو انجام میده و گرفتاره برای همین تصمیم گرفتم تنهایی ببرمت حمام و موفق هم شدم. اول برات وانتو آب کردم و وان کوچولوی نوزادیشو گذاشتم داخلش و بردمت حمام. شما هم خوابیدی توی وانت و با عروسکات بازی کردی و منم شستمت و با هم اومدیم بیرون، دیگه خودکفا شدیم پسری. هورا!
اینم یک عکس خوشگل از حمام کیان کوچولو در خانه مامان جون:

پسرم تو عاشق حمامی و من خیلی خوشحالم که داره کم کم بهار میاد و وارد فصلهای گرم سال میشیم و می تونیم هر روز بریم آب بازی.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین ها
