اولین چهارشنبه سوری کیان
بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان
آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتش
و سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

پسری امشب اولین چهارشنبه سوری تو بود ولی چون شما هنوز خیلی کوچولوئی و ممکنه که از صدای ترقه بترسی و اتفاقی برات بیفته ما جایی نرفتیم و تو خونه موندیم. البته پارسال هم همین اتفاق افتاد و برای اینکه برای مامان و تو که توی دل مامانی بودی اتفاقی نیفته جایی نرفتیم. امروز مادر جون برامون آش رشته درست کرد و بابا مجید رفت و برامون آورد و خوردیم. خوش مزه بود. سال دیگه چهارشنبه سوری به تو هم آش میدم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین چهارشنبه سوری کیان
