اخ جون هوا داره گرم میشه.
مامانی همیشه عاشق پاییز و زمستون بوده و هست ولی از وقتی تو بدنیا اومدی ترجیح میده که تابستون باشه. از بس تو زمستونا باید نگران این باشم که لباس گرم بهت بپوشونم و هیچ وقت نمی فهمم سردته یا نه. تازه حجم لباسهای زمستونه هم زیاد و میشی یک توپ قلقلی بزرگ و سنگین. راضی کردن تو برای پوشیدن همه اون لباسها هم کار سختیه ولی تابستون...هورا یک تی شرت و یک شلوارک و یک کفش. تا گرمت بشه هم عرق میکنی و من می فهمم. که البته بیشتر وقتها گرمته. 
خیلی برام جالبه . باور کن از وقتی تو یعنی نی نی مشترک من و بابایی به دنیا اومدی من هزار باره به عظمت خدا پی بردم. در تمام دوران بارداریم که روزی هزاربار یاد خدا می افتادم و اینکه چطور این اتفاقا داره تو بدنم می افته و واقعا بعضی وقتها تو درک کردنشون کم می اوردم و حالا هم که تو بدنیا اومدی و من اثر ژنتیک را دارم با چشم خودم میبینم. بر تعجبم هزار باره اضافه شده. خیلی عجیبه که ما تمام خصوصیات را از طریق ژن دریافت میکنیم و چقدر جالب دو تا ژن مختلف کنار هم قرار میگیرند ولی کاملا قابل تفکیک.
نخندیا ولی واقعا ادم باید تو انتخاب همسرش دقت کنه چون اون فقط همسرش نیست و بعدا فرزندش تقریبا ٥٠ درصد از خصوصیات اون را با خودش داره. خیلی قشنگه وقتی حواست به کوچولوت باشه و ببینی که چقدر زیبا ترکیبی از خودت و همسرته. چه خصوصیات ظاهری و چه باطنی.
چقدر حرف زدم مامان اخرش می خواستم بهت بگم که با اینکه من مامان سرمایی هستم ولی شما درست مثل بابا مجید گرمایی و منم برای اینکه تو اذیت نشی همیشه نگاه میکنم ببینم بابا چی پوشیده و همونها را به تو میپوشونم تا گرمت نشه.
الان شبها من هنوز هم زیر لحافم و با بلوز و شلوار ولی تو با زیر پوش زیر کولر. اصلا نگاهت که میکنم سردم میشه وای بازم وقتی بیدار میشِی عرق کردی .

من دارم میرم بیرون. سوویچ ماشینمم برداشتم کسی با من نمیاد؟

چند تا دیگه بشمارم. خب زود باشید دیگه!

عاشق اینم که اینطوری جلوی تلویزیون بخوابم و می می بخورم.

یا بشینم و بلالی بخورم.

لواشکم دوست دارم. با اینکه مامانم زودی باید بعدش پوشکم را عوض کنه 


اخ جون هوا داره گرم میشه.
